بدون مشاهدات و تجارب بيشتر و بهتري كه همه وقت صورت گيرد، علم‌، به استثناي‌ بخشي از رياضيات‌، نمي‌تواند پيش‌رفت كند. حاصل بهره‌برداري قياسي از ميزان محدودي از داده‌هاي تجربي‌، محدود خواهد بود. هر كوششي براي ازدياد بهره‌برداري از آن الزاماً مستلزم‌ بازگشتن به آيين مدرسي است‌. اگر فيزيك‌دانان سدهٴ هجدهم‌، پس از انجام نخستين تجاربشان در زمينهٴ برق‌، در مباحثات راجع به خواص برق از جنبهٴ صرفاً مدرسي پافشاري مي‌كردند، خود را به چشم‌پوشي از آن و تا ابد به دور خود گشتن محكوم مي‌ساختند. ولي‌، هر وقت كه داده‌هاي‌ تجربي تازه‌اي به ما امكان مي‌دهد تا به موضوع از زاويهٴ جديدي نظر افكنيم‌، البته كاملاً مناسب‌ است كه باب چنين مباحثاتي گشوده شود.
اين همان روح علم است -- تناوب مستمر پژوهش تجربي‌، مهارت رياضي (اگر ممكن‌ باشد)، قياس و مباحثهٴ نظري كه تجارب تازه‌اي را پيش مي‌كشد. يا، به عبارت ديگر تناوب‌ مستمر تحليل و استنتاج -- بررسي‌هاي تحليلي بدون كوشش‌هاي استنتاجي‌، الزاماً بايد به يك‌ جزميت سترون منتهي گردد. اين درست آن چيزي است كه‌، ولو در مورد آيين مدرسي‌، در قرون‌ وسطي اتفاق افتاد؛ آن جزميت بر اثر اين عامل شديدتر شد كه حتي نه بر داده‌هاي تجربي‌، بلكه‌ به اعتقادات خودسرانه متكي بود؛ هر دادهٴ تجربي كه به وسيلهٴ اصحاب مدرسه به كار مي‌رفت‌، نه در زيربنا، بلكه در جايي از روبناي نظريات جا گرفته بود.
پيش‌رفت علم‌، نه همين گردآوري معارف‌، بلكه سازمان دادن و وحدت بخشيدن به آن را ايجاب مي‌كند، و اين شامل اختراع مستمر تركيبات تازه‌، هم‌آهنگ ساختن معلومات موجود، و معلومات حاصله از تركيبات تازه‌اي است كه روش تماس يافتن با مجهول را به ما عرضه‌ مي‌كند. اساساً، علم يك نظام است‌، ولي به جاي اين كه‌، هم‌چنان كه براي اصحاب مدرسه بود، نظامي بسته باشد هرگز بسته نيست‌، بلكه هميشه در معرض تجديدنظر، حتي طرد كامل است‌ دانشمند حقيقي‌، نظريات خود را نه به صورت كامل و پاي‌دار، بلكه اساساً غير كامل و ناپاي‌دار مي‌داند؛ او هميشه آماده است تا اگر عوامل تجربي تازه ايجاب كرد، هر قسمت‌، يا تمام آنها را رها كند. روش‌هاي علمي وجود دارد، جزميات علمي وجود ندارد، و راست‌كيشي‌1 علمي نيز وجود ندارد. البته‌، اين بدان معني نيست كه هيچ نوع آموزه‌هاي‌2 علمي وجود ندارد، در هر زماني‌، تعدادي از آنها تا وقتي نافذ بوده كه غلط بودنشان معلوم نشده بود، ولي نه يك لحظه‌ بيش از آن‌؛ يك راست‌كيشي بدين پويايي‌، از آن قبيل راست‌كيشي واقعي نيست كه متكلمان‌ مي‌شناسند. هم‌چنين‌، اين بدان معني نيست كه اهل علم هرگز جزمي نيستند، زيرا آنان به خاطر انسان‌بودنشان‌، آسيب‌پذيرند. از اين لحاظ، مي‌توان گفت كه اهل علم اساساً بدعت‌گذارند.


Orthodoxy .1
Doctrine .2